true

ویژه های خبری

true
    امروز سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

چلچراغ

بی چلچراغ چشمت گم می شود مسیرم

بانو تفقدی کن در بند تو اسیرم

از حد گذشت دوری بگداختم صبوری

روزی بیا حصوری تا از غمت نمیرم

تا لب گشوده داری خامش شود قناری

ای غنچه ی بهاری وی یار بی نظیرم

بگذار پا چو یک زن در قالب دل من

تا عین خوی بیژن عشقت کند دلیرم

یک بحر اشکِ شورم ویران شده غرورم

تا از تو دور دورم غرق غم و نفیرم

خشکیده روی کشور از ناله دیده ها تر

گلهای دشت پر پر در پشت آبگیرم

دژ را گشوده سهراب مخلوق گشته بی تاب

انگار گشته نایاب شمشیر زن هجیرم

ای روی تو چو شمشاد وی حور وش پریزاد

زین آه و داد و بیداد بنمای دستگیرم

عنقای کوه قافی اما جدا ز کافی

دور که در طوافی مه پاره ی منیرم

 

 

خال لب

گفتم غمت نشسته در کُنج خانه ی دل

گفتا که بار ما را باید بری به منزل

گفتم وصالت ای مه ،آیا شود نصیبم

گفتا خموش جانا کاین کار هست مشکل

گفتم نمی فروشی خال لبت نگارا

گفتا نشسته جز تو صد مشتری مقابل

گفتم ز ماهرویان گاهی وفا ندیدم

گفتا ز خوبرویان کم پرس از دلائل

گفتم که در غم تو جانم به لب رسیده

گفتا که ناله ات را پنهان کن از محافل

گفتم که صبر تاکی ،کشتم غم فراقت
گفتا خموش کافی چون نیستی تو قابل

کافی رودفاریابی

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


ajax-loader