true

ویژه های خبری

true
    امروز دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱
جمعه های حقوقی دشتستان بزرگ/

دشتستان بزرگ- هادی پاپری: به هر عمل یا واقعه حقوقی که غرض از آن ایجاد مالکیت یا نقل مالکیت باشد، اسباب تملک گفته می شود.
بر اساس ماده ۱۴۰ قانون مدنی، تملک به یکی از امور زیر حاصل می شود:

۱- به احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه
۲- به وسیله عقود و تعهدات
۳- به وسیله أخذ به شفعه
۴- به ارث

احیاء اراضی موات؛
احیاء به معنای زنده کردن می باشد و اصطلاحاً به معنای آباد کردن آمده است. ماده ۱۴۱ قانون مدنی احیاء را این گونه تعریف می کند: «مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف آباد کردن محسوب می شود، از قبیل زراعت، درختکاری، بنا ساختن و غیره قابل استفاده کنند.» موات به معنای مرده و بی روح است و اراضی موات، زمین‌هایی هستند که مالک ندارند و از آنها انتفاع برده نمی شود.

عـنصر معـنوی احیاء؛
احیاء از اعمال حقوقی بوده و در صورتی موجب مالکیت می شود که با قصد تملک همراه باشد. بنابراین اگر مسافری به محلی برسد و زمینی را برای مدتی که در آنجا می ماند، آباد کند، مالک آن نمی شود. لذا ماده ۱۴۳ قانون مدنی بیان می دارد: «هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن قسمت می شود.»

ماهیت حقوقی تملک در احیاء؛

تملک اراضی موات ایقاع است و به قصد و رضای احیاء کننده نیاز دارد.

تحقق احیاء؛
احیاء و آباد کردن زمین به اعتبار نحوه انتفاعی که از زمین برده می شود، فرق می کند و باید عملیات به‌گونه‌ای باشد که عرف آن را برای انتفاع مورد نظر، آباد بداند. قانون مدنی مثال‌های رایج احیاء را که زراعت، درختکاری و بنا باشد، عنوان کرده و از ذکر اقسام دیگر آن، به کلمه «و غیره» اکتفا کرده است. بنابراین اگر کسی زمینی را حفر کرده و از آن برای جمع‌ آوری آب، استخر بسازد، آن زمین را آباد کرده است. لذا ملاک تحقق احیاء این است که عرف آن را تأیید نماید. بر این اساس، ماده ۱۴۲ قانون مدنی اذعـان می دارد: «شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمی شود اما برای تحجیر کننده ایجاد حق اولویت در احیاء می کند.»

تملک از روش های زیر حاصل می شود:
۱) با احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه:

احیاء اراضی موات:
یعنی اراضی که مالک ندارد و معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نمی شود را بوسیله عملیاتی که در عرف آباد کردن محسوب می شود، قابل استفاده نمایند مانند زراعت و درختکاری و ساختن بنا و …. چنانچه کسی اراضی موات و مباحه را به قصد تملک، احیاء نماید مالک آن خواهد شد البته احیا کننده باید قوانین دیگر مربوط به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید.

حیازت اشیاء مباحه یا حیازت مباحات؛
منظور از حیازت بدست آوردن و تصرف و وضع ید یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا است و مباحات اموال و اشیایی است که مالک خاصی ندارد لذا هر کسی مال مباحی را با رعایت قوانین مربوطه حیازت کند و بدست آورد مالک آن می شود.

۲) به وسیله عقود و تعهدات:
عقود جمع عقد می باشد و عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول و توافق آنها باشد، عقود و معاملات فقط درباره طرفین معامله و قائم مقام قانونی آنها موثر است مگر اینکه در موقع عقد خلاف آن تصریح شده باشد یا خلاف آن ثابت شود و ممکن است در ضمن معامله ای که شخصی برای خود می کند تعهدی هم به نفع شخص ثالثی بنماید، سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمی شود.
تعهد اثری است که از انعقاد عقد به وجود می آید به طوریکه اثر عقد بیع، انتقال مالکیت مبیع به خریدار و انتقال مالکیت ثمن به فروشنده است.

۳) به وسیله أخذ به شفعه:
هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند، شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده است به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند، این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع می گویند.

۴) به ارث:
ارث به موت حقیقی یا موت فرضی مورث (متوفی) تحقق پیدا می کند و شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی (جنینی) باشد در صورتی ارث می برد که نطفه او حین الموت (در زمان فوت) منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.
مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی شود مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته است.
یکی از موانع ارث قتل است و اگر کسی مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می شود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.
*مـــدرس دانشگاه

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


ajax-loader