true

ویژه های خبری

true
    امروز سه شنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱

دشتستان بزرگ: علی پیرمرادی، پیر رسانه های استان بوشهر و کسی که تمام عمر خود را وقف مردمش کرد. چهره ای که همه با متانت و مهربانی می‌شناختند و در نهایت در ۷۱ سالگی دیار فانی را وداع گفت.
پایگاه خبری تحلیلی دشتستان بزرگ، در این راستا، نگرخواهی را انجام و دیدگاه جمعی از دشتستانی ها را در خصوص شخصیت این عزیز سفرکرده، جویا شد که خالی از لطف نیست.

دشتستان بزرگ- محمدباقر خسروانی: از سال ۱۳۵۰، به دلیل‌ اینکه در محله قلعه زندگی می کردم، با علی پیرمرادی آشنا شدم.
هر روز در کوچه، وی را می دیدم که انبوهی از روزنامه های چاپ شده زیر بغلش بود.
گهگاهی نگهش می گذاشتم و در مورد خبرهای فوتبالی با وی صحبت می کردم، وی نیز با روی باز و خنده برلب به پرسش هایم پاسخ می داد.
مدتی گذشت تا اینکه خواهر علی با همسایه دیوار به دیوار ما ازدواج کرد و بخاطر رفت و آمد وی به منزل همسایه ما، روابط من و علی بیشتر شد.
بعد از اینکه من فوتبالیست شدم و علی سرپرست و همه کاره تیم فوتبال هما، روابطمان خیلی صمیمی تر شد.
روزی با تیم هما بازی داشتیم و تیم ما ۲ بر هیچ، برنده بازی شد. فوروارد تیم هما که بهتر است نامش را ذکر نکنم، ۳ بار در طول بازی با من تک به تک شد ک هر ۳ بار، با شیرجه به موقع توپ را ازروی پای فوروارد هما گرفتم، بعد از پایان بازی، هر زمان که علی با من رو به رو می شد، دستش را به شکل توپ فوتبال در می آورد و می گفت آقای خسروانی بگیرش.
منظورش طعنه به فوروارد تیمش بود که دو دستی توپ را در بازی تحویل من داده بود.
ایشان غیر از شغل خبرنگاری، عکاس ماهری هم بود که در حین بازی عکس های بسیار جالبی هم می گرفت. از خود بنده چند عکس در حال گرفتن پنالتی و شیرجه ای که زده ام گرفته است یا عکسی که درحین بازی دارم و توپ را در هوا و از روی سر فروارد تیم حریف می‌گیرم، که بسیار عکس ماندگاری است.
مرحوم پیرمرادی، چنان بود که سال ها گرفتن چنین عکسی از یک عکاس غیرحرفه ای واقعا بعید بود.
سالها پیش، چندین بار با خودروی شخصی ام وی را جا به جا کردم.
یک روز من را به داخل منزلش دعوت کرد و وقتی وارد منزلش شدم واقعا متاثر شدم، در زندگی اش هیچ چیزی از نظر مادی نداشت ولی واقعا انسان به تمام معنا بود. ساکت، آرام، خوش مشرب، کوچک نفس، بی توقع و قانع بود و با همه دوست.
از مال دنیا، هیچ چیز نداشت. در مورد شخصیت کم نظیر علی پیرمرادی، هر چه بگویم کم گفته ام، حیف صد حیف.
بنده به تمامی خبرنگاران، مطبوعاتی ها و ورزشکاران شهر عزیزم برازجان و به دشتستانی ها و هم استانی های خودم، ضایعه درگذشت این انسان شریف وپاک را صمیمانه تسلیت عرض می کنم.

دشتستان بزرگ- امین موسوی: از سال ۱۳۷۵ که اول دبیرستان بودم، با مرحوم پیرمرادی آشنا شدم.
شخصیتی بسیار ستودنی و مهربان داشت و بسیار افتاده.
گذشت و فداکاری، تقید داشتن به کار و حرفه و رسالت خبرنگاری از ویژگی های بارزش ایشان بود.
در یکی از دورهمی هایی که در سال ۸۱ داشتیم، در جواب دوستانی که از وی پرسیدند اگر هم اکنون، جایزه بلیط های بخت آزمایی را داشتی چه می کردی، با همان کهولت و خستگی همیشگی گفت: ” الان گرانتر می فروختم و باز هم ساخت همان مدرسه و احداث همان خط آب را از سر می گرفتم.”

روحش شاد

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


ajax-loader