true

ویژه های خبری

true
    امروز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹

کاش که در کرببلا بود می
سفره ی دل پیش تو بگشودمی
کاش که خون من و آب فرات
هردو برگشتند درآنجا فدات
کاش که من بودم و با جان ودل
پیش تو افکنده سر خود به گل
کاش که من بودم و در علقمه
شاه علمدار که بی واهمه
بر صف اعدا زده آن جان نثار
شیر غضنفر فر والا تبار
دیده و جان در ره او دادمی
سر به طبق بهر تو بنهادمی
کاش سپر بوده در آن مرحله
تیر سه پهلو که زدی حرمله
جای علی بر سپر سینه ام
می زد وان دشمن دیرینه ام
آب به لبهای عطش می رسید
بر لب آن بی غل و غش می رسید
کاش که جرثومه ی اهل فساد
طفل زنازاده ی ابن زیاد
منفذ بن مره ی بی اعتبار
لعنت خالق شده ی بیشمار
جای علی اکبر رعنا جوان
شبه پیامبر گل باغ جنان
تیغ ستم بر تن من میکشید
سینه ی من جای سرش می درید
کاش که بودم من و با صد فسون
بوسه زده بر بدن غرق خون
تا که شفا خواه به محشر شوی
ضامن من نزد پیمبر شوی

 

 

می روم تا امشبی با ناله ام سوداکنم
می روم تا ناله ها در ماتم مولا کنم
می روم تا در عزای شاه مظلومان حسین
گریه ها بر قاسم و بر اکبر لیلا کنم
می روم تا بر لب خشکیده ی شش ماهه طفل
برسر و سینه زنان و آه و واویلا کنم
می روم تا در کنار دجله نهر علقمه
دست عباس علمدار علی پیدا کنم
می روم امشب که با بیمار دشت کربلا
گریه بر شاه شهیدان یکه و تنها کنم
اکبر قاسمی کللی

دیدگاه ها

یک پاسخ به “اشعاری از اکبر قاسمی کللی”

  1. Rozita گفت:

    عالی بود😍👏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


ajax-loader